دی ماه 96
و اما در احوالات دی ماه 1396 امسال دی ماه پسرم فقط 5 روز اول دی اومد مهد کودک و مابقی هم زحمتش با مامانی بود و کلاس مشاعره هم که اصلانیومدیم و خلاصه اینکه با اینکه گل پسری تو خونه بود ولی استرس های بسیار زیادی بر ما گذشت.از زلزله های متعدد و مریض ی های آرادی و کشتی سانچی و ...... ولی خدا رو سپاس که تمام شد و رفت. از شب یلدا بگم که در کنار خانواده و خانواده دایی جان در منزل پرستو به سر بردیم و همه چیز خیلی عالی بود و فقط تنها مشکل هموم هول و ترس زلزله بود که نفسمان رو به شماره می انداخت و آن شب همگی همانجا در کنار هم سر کردیم و صبح هم دسته جمعی نقل مکان کردیم به خانه ی مادر جان. هف...






